
عنقـای قاف را هوس آشیـانه بود غوغای نینوا همه در ره بهانه بود
جایی که خورده بود می، آنجا نهاد سر دُردی کشی که مست شراب شبانه بود
یکباره سوخت زآتش غیرت هوای عشق موهـوم پرده ای، اگر انـدر میانـه بود
در یک طبق به جلوۀ جانان نثار کرد هر دُرّ شاهـوار کش اندر خـزانه بود
نامد به جز نوای حسینی به پرده راست روزی که درحریم الست این ترانه بود
بالله که جا نداشت بجز نی نشان در او آن سینه ای که تیر بلا را نشانه بود
کوری نظاره کن که شکستند کوفیان آئینه ای که مظهر حسن یگانه بود
نظرات شما عزیزان:
|